محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
34
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
قهار بقيد حبس گرفتار گشت و قوچ خليفهء مهردار از منصب مهردارى عزل شده قلّادهء اين امر رفيع الشأن در گردن اعتبار شاهزادهء ملك سيما سلطان ابراهيم ميرزا افتاد و محافظت مهر بزرگ بمشار اليه تعلق گرفت و خلفا كه از امراى معتبر و از منظوران نظر خورشيد اثر و از مقرّبان بارگاه فلك منظر بود ، لمعهاى از صاعقهء برق خشم جهانسوز پادشاه فيروز روز بيرامن خرمن وجودش گشته ، منظر نورانى ديدهاش بزاويهء ظلمانى تبديل يافت و مردمان چشم عالم بينش از خانهء معمورهء تن جلاى وطن نموده زاغ ظلمت بدن به آن نشيمن خراب شتافت . درين وقت بعرض رسيد كه صوفيان قدم از جادهء ادب بيرون نهاده سلوك طريق اعتدال مسلوك نميدارند و ارتكاب امور خارجه از مشرع شرع مبين و منهج عقل متين مينمايند بنابرين فرمان لازم الاذعان شرف اصدار يافت كه مسيّب خان تكلو و مرتضى قلى سلطان پرناك بقتل آن گروه بىباك اقدام فرمايند و امراى مشار اليهما ، با سپاه ظفرانتما ، تيغ بيدريغ از قراب شتاب برآورده هر طرف از دماء آن ددان انسان نما انهار جاريه بظهور آوردند و ساحت بلدهء طيبهء دار السلطنهء قزوين را از لوث وجود خسيس آن طبقهء رئيس ابليس به آب شمشير جهانگير [ 19 ] شست و - شوى داده اصول شجرات خبيثات را بالكليه قلع و قمع نمودند . بعد از وقوع اين قضايا در روز چهارشنبهء بيست و هفتم شهر شعبان ، نوّاب قدر قدرت قضا فرمان ، فرمان داد كه نعش مغفرت دستگاه شاه دين پناه كه در باغچهء حرم برسم امانت گذاشته بودند ، بشاهزاده حسين برده و در جوار مزار آن امامزادهء واجب التعظيم دفن نمايند و پادشاه سليمان جاه يكپايهء تابوت حفوف « 1 » برحمت حى لا يموت بر دوش همايون نهاده پايههاى ديگر را سلطان ابراهيم ميرزا و ساير شاهزادگان برداشته جميع امرا و سپاه با تاجهاى فرد و جامههاى سياه و عموم خلايق سرهاى
--> ( 1 ) - ظ : محفوف . م : خفوف مرحمت .